X
تبلیغات
نماشا
رایتل

سرخ محض

 

بیگمان سهروردی اگر نقاش بود جهان تصویر ما دگرگون میشد، از بسیاری جهات میتوان تئوری نورالانوار شیخ را جدای از پیشرو بودن در عرصهی تصور اشیاء ، بنیان و پایهای استوارتر از امپرسیون دانست. در رسالهی عقل سرخ، توصیف پیر  سرخروی و شرح چگونگی آن  چیزی جز همان رنگشناسی مدرن نیست و درک این مطلب در قرن ششم هجری امری بدیع است. از منظر شیخ جهانِ هستی مراتب و درجات روشنی و تاریکی است و میزان نزدیکی به این دو، مرتبه و موقعیت موجود است. آنچه تمام نقاشان از ورمیر تا رامبراند و مکتب رنگ و نور اروپا کاویدهاند یکجا در فلسفهی شیخ مقتول خفته است، شیخی که درجهی اشراق اشیاء را به وضوح در جملهای فشرده است:

«و هر سپیدی که نور بازو تعلق دارد چون با سیاه آمیخته شود سرخ نماید چون شفق اول شام یا آخر صبح که سپید است و نور آفتاب بازو متعل و یک طرفش با جانب نور است که سپید است و یک طرفش با جانب چپ که سیاه است پس سرخ مینماید و جرم ماه بدر وقت طلوع که اگر چه نور او عاریتی است اما هم به نور موصوف است و یک جانب او با روز است و یک جانباش با شب ، سرخ مینماید  و چراغ همین صفت دارد زیرش سپید باشد و بالا بر دود سیاه ، میان آتش و دود سرخ نماید و این را نظیر و مشابه بسیار است.»










این مشق اگر چه زمانی به اندازه یک تاریکی تا تاریکی دیگر بود  اما آنچه در بین این دو موقع ثبت شد بیش از هر چیز لذتی فردی بود و از آن بیشتر قدم زدن بر مشقی سرخ که پهن شده بود بر کف زمین.

اجرا شده در فینِ هرمزگان / آذرماه ۸۹



عکس : محمدسایبانی