X
تبلیغات
نماشا
رایتل

self choice / self chance


self choice / self chance
از بهم پیوستن دو واژه "Play" و "Art" ترکیب "Play Art" ساخته می شود که در معنای تحت لفظی می توان هنری که با بازی _البته نه به مفهوم "اَکت"_ همراه باشد را "Play Art" می نامیم . 
به واقع در این نوع از ارایه جنس این "بازی" ست که اهمیت دارد چرا که این بازی از نوع "Game" و با چهارچوبی ثابت و نتیجه ای قابل پیش بینی(بردن یا باختن) نیست بلکه در بستری از قواعدی توافقی انجام و آنچه رخ می دهد نیز قابل پیش بینی نیست . باید توجه داشت که این موضوع یکی از چند شاخصه ای ست که موجب می شود "Play Art" را در زیر مجموعه "پرفورمنس" یا به تعبیری ناقص هنر اجرا طبقه بندی کنیم.
در اِشِل بزرگتر و از جنسی که گفته شد می توان به زندگی کردن نیز اشاره کرد که در بستری از قوانین کلی جریان دارد و مدام دستخوش تغییرات مثبت و منفی می شود به واقع نتایجی که برای ما قابل پیش بینی نیستند این تغییرات را سبب می شوند . 
به راستی در حاصل شدن نتایجی چنان متفاوت با یکدیگر چه مواردی دخالت دارند ؟
"
من آدم خوش شانسی هستم " را برنده ی یک لاتاری می گفت 
"
من انتخاب های دقیقی داشته ام " را راوی اول شخص موفق در اجتماع 
حال آنکه همه می دانیم یک بدبیاریمی تواند صحیح ترین انتخاب ها را به باختنی ناباورانه بدل کند.
آیا شما انسان موفقی هستید؟
آیا می توان شما را فردی خوش اقبال نامید یا انتخاب هایتان را در کمال دقت و با چاشنی منطق انجام داده اید ؟

موفقیت به چه بستگی دارد ؟





 


SELF CHOICE SELF CHANCE
Performance art : Ahmad Kargaran
Wednesday, july 9 th 2014 |
| چهارشنبه 18تیـرماه 1393 | سـاعت 20 | | گالری محسن | پــلتـفرم داربـست |

shemary

" ﺷـــــــﻤﺮﯼ"
ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭﻭﯼ ﺍﺯ ﺩﺍﻝ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺪﻟﻮﻝ ﻫﺎ ﻭ ﺭﺳﯿﺪﻥﺑﻪ ﻣﺮﺟﻊ ﺩﻻﻟﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ؟
ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﻨﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ .ﺑﺸﺮ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﻭﺭ ﺭﺟﻌﺖ ﮐﻨﯿﺪ . ﺍﯾﻦﻣﻮﺿﻮﻉ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﻓﺮﺍﯼ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﻧﻈﺮﯼﯾﺎ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺟﻊ ﺩﻻﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ
ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻮﻉ ﺑﻬﺮﻩ ﺟﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺮﯼﮐﺎﻣﻠﻦ ﺑﺪﯾﻬﯽ ﺳﺖ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺭ ﺧﻢ ﻭ ﭘﯿﭻﺗﯿﻮﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﮔﯿﺮ ﺩﺭ ﺟﺎ ﺯﺩﻩ ﺍﯾﻢ .
ﺍﺯ ﻣﻨﻈﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺧﺮﺩﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﺷﺘﻘﺎﻕ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩﻧﻘﺎﻁ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﻮﺳﯿﻠﻪ ﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺟﻊ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺰﺩﯾﮏ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﯾﮑﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺟﻨﻮﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺪﻟﯿﻞ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯾﯽ خاﺳﺘﮕﺎﻩﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻮﺍﺟﻬﺎﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩﯼﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻣﺮﺍﺳﻢ "ﺍﻫﻞ ﻫﻮﺍ" ﺑﻪ ﺁﯾﯿﻨﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﺑﺎﺯ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ.
ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺪﻥ ، ﺯﺑﺎﻥ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻓﺮﺍﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺩﺍﻝﻭ ﻣﺪﻟﻮﻝ ﻫﺎ ﻭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﺟﻊ ﺩﻻﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﻤﮑﻦ ﻣﯽﺳﺎﺯﻧﺪ . ﺭﻗﺼﯿﺪﻥ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻓﻌﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺪﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ . ﻣﺜﻞ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ ﺷﯿﺮﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﮐﻪﻣﯽ ﺭﻗﺼﺪ ﻭ ﻫﯽ ﺩﻭﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﭼﺮﺥ ﻭ ﻧﯿﻢ ﭼﺮﺥ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺎ ﺳﺎﮐﻨﺎﻥ ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺭﻗﺼﺎﻥ ﺩﺭﮐﻬﮑﺸﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺧﻢ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍﺑﺒﻮﺳﯿﻢ ﮐﻔﺮﺍﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﻗﺼﯿﻢ.
"
ﺷﻤﺮﯼ " ﺧﻮﺍﻩ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﯾﺶ "ﺳﻮﺍﺣﯿﻠﯽ" ﻣﻌﻨﺎﺩﻫﺪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ، از ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻬﻢ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺲ ﮐﻪ " ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺎﯾﯿﺪ"










" ﺷـــــــﻤﺮﯼ"

طراح و کانسبت : احمد کارگران

طراح حرکات و نقوش : محمد سایبانی
پرفورمر : محمد سایبانی ، هادی علیشاپور ، معصوم بیگی 
موزیک : رضا کولغانی ، ابراهیم علوی
مدیر تولید : امین تیماس
گروه اجرا : محمد بانوج ، علی رضوانی ، جهانگیر سایانی ، مرتضا نیک نهاد ، ماندانا مباشری ، سیما کهنمویی ،، حامد ذلفقاری
عکاس اجرا : هادی بانوج
اجرا : 20 تیرماه 93 | تهران | گالری محسن | پلتفرم داربست

عکس ها : احسان کار

HYLLA BALLA

Hyll is a mythical fantacy creatures.
Not jin and neither angel
Hills are mass migration
And their tribe is called a Hylh Bala
Migration during the dry valleys and winding if a human is suddenly faced with
They were enchanted
And without any question will be with them
Hills are taking man with himself,and he is one of them
Perhaps for ever.



| هیله بالا |
هیل موجودی خیالی و افسانه ای است.
نه جن است و نه ملک
هیل ها دسته جمعی کوچ میکنند.
وقبیله آن ها (هیله بالا) نام دارد.
هنگام کوچ در دره های خشک و پرپیچ اگر انسانی به ناگاه با آنها روبرو شود،
مسحور آنها گردیده
وبدون هیچ اراده و پرسشی همراه شان میشود
هیل ها آدمی را با خود میبرند و با آنها یکی میشود
شاید برای همیشه.




مهدیسما


مهدیسما مردی افسانه ای ست که پاهایی دراز و بیضه های بسیار بزرگی دارد. مردان جنوب در پرسه های شبانه خود با او روبرو می شوند و کسی که شجاع تر از همه است از بین پاهای او عبور می کند. هنگام عبور در بین پاهای مهدیسما می ایستد و به بیضه های بزرگش اشاره می کند و این جمله را می گوید:

گند بی ای گند (به این می گویند بیضه)

مهدیسما هم در جواب مرد شجاع می گوید:

دل بی ای دل (به این می گویند دل)




Mahdysma is a legend man who has long legs and huge testicles.

When southern men prowl at night, they encounter with him and someone who is more courageous pass between his legs.

While he's passing between his legs, suddenly stop and look up and point to Mahdysma's testicles and says: this is called testicle.

Then Mahdysma says to that brave man: this is called heart.





 


اجرا : فین هرمزگان

شهریور 1392

با تشکر از : هادی بانوج . امین تیماس .

   1       2       3       4       5       ...       29    >>