X
تبلیغات
نماشا
رایتل

| پراتیک ذهن  |



پرفورمنس نوعی کار است.کار کردن تنها تعریف متعارفش یعنی عمل فیزیکی نیست ، عمل ذهنی نیز می تواند کار قلمداد شود، کلام می تواند خروجی ای باشد از یک کار ذهنی، در واقع زبان محصول یک پرفورمنس است. بدیهی است که پیش از محصول (زبان) این کار بوده که صورت گرفته است یعنی پرفورمنس در ذهن وجود داشته که منجر به کلام شده و کلام در تداوم خود زبان را آفریده است. با این تعریف پیش از آن که مفهوم و معنا شگل گیرد فرآیندی در ذهن صورت گرفته که منجر به تثبیت آن در یک قرارداد می شود. این قرارداد که بهتر است آن را خروجی نهایی در شکل های متفاوت بنامیم همچون استعاره، سمبل، عبارات اطلاقی و غیره پیش از وقوع در پروسه ای جریان دارند که در بستر لحظه و زمان حال قرار می گیرند.

از درون این فرآیند چند ویژگی پر رنگ خودنمایی می کند. ابتدا آن که خود فرآیند اهمتی ویژه دارد، یعنی کار کردن برای آفرینش یک معنا (و این درست در مقابل این نظریه  است که معناآفرینی و سپس فرآیندی برای انتقال آن)، این جاست که یکی از ویژگی های مهم هنر اجرا ارجحیت پروسه کار بر محصول نهایی یا اثر است. اگر محصول نهایی (پروداکت) را بنا به تعریف رایج  نتیجه ی یک معنای  از پیش تعیین شده بدانیم پرفورمنس در نقطه مقابل آن قرار می گیرد. معنایی از پیش نبوده که محصولی بیافریند، معنا در اجراست که ساخته می شود و منتقل می گردد. هر یک از افراد در طول یک اجرا در کنار هم معنایی را ساخته و یا باز آفرینی می کنند، از سویی می توان حتا این گونه گفت که پیش از یک اجرا معنایی شکسته می شود تا دوباره باز سازی شود. هر یک از ما با قرارداد های زبانی آشنا هستیم که ملکه ذهن ماست، عباراتی را که تحت عنوان یا اسم بر یک شی می گذاریم حاوی معنا و در واقع کارکرد آن شی است، واجد خصوصیات آن است و معنایی را با خود حمل می کند که معرفی کننده آن است. این قرارداد بخش عادی و پذیرفته شده ی زندگی ماست. در واقع زمانی که از هنر اجرا صحبت می کنیم این جابه جایی خود را آشکار می کند، جابجایی در عمل ذهنی انجام شده. شکستن یک معنا و سپس ساختن آن. این باز آفرینی مورد دیگری را نیز در خود حمل می کند: حرکت در لحظه و زمان اکنون







|پرفورمنس گفت و گوی |

 

درباره صحنه:

فضای پلاتو تیره و کم نور است. میزی بلند و سیاه برای آن انتخاب کرده ام. دو سوی میز، دو صندلی ساده و یک ویدئو پرژکتور و کادر بسته ی دهان خود من با چشمانی بسته شده با پارچه ای سیاه، پس زمینه ی پشت سرم بود.

شاید چشم های باز، مجال پرسش های صادقانه و بی پروا را از ما بگیرد.

بخشی از این فضا برمی گردد به تجربه بازداشت برای یک اجرای خیابانی؛ شهر ممکن.

درباره اجرا:

شرکت در این اجرا برای همگان آزاد بود. مخاطبان پیش از حضور در سالن، هر یک شماره ای دریافت می کردند. مخاطبین حاضر در اجرا این اختیار را داشتند هر سوالی که می خواستند را از من بپرسند. خط قرمزی برای پرسش ها و پاسخ ها وجود نداشت.

پس از ورود حاضرین من شماره ای را انتخاب می کردم تا صاحب آن شماره بیاید و بر صندلی مقابل بنشیند.

در صورت عدم تمایل شماره ی اعلام شده، صاحب آن می توانست شماره ی دیگری را برای جایگزینی خود انتخاب کند.

حاضرینی که شماره ی آن ها اعلام شد و برای پرسش بر صندلی مقابل نشستند، از حوزه های مختلفی پرسیدند:

از تئوری هنر گرفته تا مسائل اجتماعی و شخصی و خصوصی و کاملن خصوصی.


برای نمونه
:

فرم مهم تر است یا محتوا؟

درام چیست؟

بزرگترین مشکل شما در زندگی چیست؟

آخرین بار کی به شما تجاوز شده است؟

آیا تا به حال خیانت کرده اید؟

آیا هنوز هم خیانت می کنید؟

 

 

عکس : مجید جمشیدی

اجرا: تیرماه 91

بندرعباس ، پلاتو آفتاب