X
تبلیغات
نماشا
رایتل

در باب گرسنگی عقل 

 

یکم : پیشنهاد می کنم دوستان عکاس پس از سال های نبود مرحوم گرمساری نمایشگاهی از عکس های او بر پا کنند، لزوم پرداختن به نوع عکاسی گرمساری و نتایج ملموس و تاثیرات او بر آینده بعد خودش، همچنین نگاه نسل نو و جوان قدرتمند در سلاح دیجیتال با بهانه های فرسودگی در فریم های کلیشه ای و منسوخ گرمساری به حتم نتایج سودمندی در عکاسی هرمزگان را باعث خواهد شد، از آن مهم تر صراحت در پرداخت به این مقوله، بی لحاظ لفافه هایی که تاکنون در مورد گرمساری بوده و تنها جسارت گفتنش در محافلی خرده ذکر شده به بهانه ای باز خواهد شد.

پیش از این اتفاق که امید به انجام آن هست در این نوشته بنا به ضرورت نگاه ویژه به گرمساری به عنوان شاخصه ای در منحنی نمودار عکاسی هرمزگان  باید مواردی را با دقت بیشتر دنبال کرد:

یک) "هنر را نباید بر پایه اخلاق یا هر هنجاری خارج از محدوده خودش قضاوت کرد." نگاه به آثار گرمساری همواره با نوعی سبقت در شخصیت ایشان بوده، بزرگواری که هیچگاه خصوصیت بارز لبخندهایش فراموشمان نمی شود، نگاه دو سویه بر او همواره در هدایت سال های پس از نبودش به ایستایی منجر شده، نوعی باز ساخت نگاه با کمک دی های کانن.

دو ) چرا؟ دو سوی ماجرای این چنین است، سوی اول نوعی تعصب با ملغمه های حسی نسبت به گرمساری که بیش از هر چیز در نوعی شیفتگی غوطه آور است که رسوخ در بازنگری وجه هنری کارش را ناممکن می سازد  و سوی دوم نگاه منتقد در حدود پرداخت محتوایی و غلیان دستمایه های جنوبی و تا حدودی گاه دکوراتیو، که هیچ گاه در صراحت لازم، به بیان نرسیده  که این وجه نیز هیچ کمکی به روایت عکاسی سال های رفته ما نکرده جز آنکه این گروه نیز خود سرانجام به همان جایی رسیده اند که خود گرمساری رسیده بود با این تفاوت که سلاح دیجیتال و شلیک شاتر  در صدم های ثانیه رنج و عظمت گرمساری را فزون تر می کند تا ادعای ایشان در ساختار قدرتمند عکس.  

دوم) باز شناخت نسل های هنری در هر مدیوم خاص و مرز تعریف شده (که مورد نظرمان هرمزگان است) و تحلیل کارکرد و نگاهشان مسیری است برای زدودن و تسریع در آنچه وجه ی هنری قاعده (عکاسی) می نامیم.

به تحلیلی بنا براطلاع و حضور جوانزمانی عکاسی در هرمزگان  به این سطوح نسلی می رسیم، نسل یک که از حضورشان منصور نعیمی را با افتخار داریم و ماحصل حضور و تلاش ایشان نسل دوم عکاسی هرمزگان با شاخصه اش کورش گرمساری است و تلاش و تربیت گرمساری سطح کمی وسیعی را با تعدد فراوان به نسل سه می رساند و اکنون عکاسی که با نوعی شعور متفاوت و برخاسته از انگیزه ی معترض و شیوه گرا به نسل چهارم رسیده.

اما برخورد تحلیلی با هر کدام از این گروه ها مستلزم ورود به زوایای زمان خود خواهد بود با اذعان به حضور زمانی در محدوه نسلهای دوم  تا کنون، از گرمساری گفته شد.

 اما تربیت یافتگان مکتب او که شامل طیف وسیعی از عکاسان  در گذشته و حضور اندک تعدادی از آنان در زمان حاضریم  گویا در ساختارمندی عکاسی همان راهی را رفته اند که پیش از این هموار بود درد اینجاست که هیچکدامشان به قله گرمساری نرسیدند، سرایت نگاه مشخص در همگی این نسل تنها به پراکندگی فردی رسید دور از هم اما با همان نگاه معطوف به یک زاویه (عکاسی یعنی نگاه گرمساری) "باید مفتخر باشیم که گرمساری را داریم".

نسل چهارم اما در اعتراض به این نگاه به وادی آمد و از بخت خوش، دیجیتال ظهور کرده بود، جدال بیهوده بر سر تکنیک آنالوگ یا دیجیتال به اینجا هم کشید فرسایشی که اکنون مضحکه ای است. فراموش کردیم که گرسنگی عقل با قاشق دیجیتال یا آنالوگ فرقی نمی کند، وقتی به آسایش رسیدیم که فراموش کردیم چرا عکاسی می کنیم، که عکاسیم لابد.

 حضور نگاه بومی گرایانه در همه این نسل ها تنها با رنگ و  لعابی متفاوت، بنا به ضرورت استفاده از تکنولوژی  تنها تفاوت ظاهری  ساختار مفهومی عکس هرمزگان در ده های گذشته است. مفهومی که در وجه نگاه مشترک از بویی فردی برخوردار بوده اما در چاله ای که اشراف بر اینهمه شکل از بروز  را نداشته، غافل بودیم از اینکه می توان کارگاه عکاسی را در درون هم تجربه نمود یا همان سه در چهار کلاس آموزشی نه ساحل سورو و بندر لافت و قشم و سلخ.

ما حصل همانی است که گرمساری بنا نهاده کارگاه فردی که بدل شده به تکثیر مجهز از او.

از سویی دیگر نگاه گرسنه ما به اشخاص متخصص مرکز و رهنمون های پدرانه آنان به حفظ اصالت و پرداخت به داشته های بومی و منطقه ای از ما همان ساخته که امروز در آخرین نمایشگاه عکس اردی بهشت می بینیم. روایت مایی که خودمان نیستیم خودمان را اینگونه ببینید. خوش به حالمان.

سوم) روایت مستمر از جغرافیایی که هنور توسط هنرمند بومی نشده، منظور از بومی شدن وجه ی ابژه آن نیست بلکه ضرورت عبور از مجرای درونی و تثبیت حسی آن است. کثرت استفاده از فضای پوسته ای محیط جغرافیای  اپیدمی و شیوع آن در عکاسان هرمزگان به اوج خود رسیده ، از سوی دیگر گرایش مفرط و همگانی به نگاه مشترک به این مقوله ، زنگ خطری برای دوستان عکاس خواهد بود .

تعریفی که از عکاسی در سالهای گذشته تا کنون  از عکاسی در هرمزگان شده دچار تغییر نمی شود ، فقر بنیادی شناخت از زمان حضور اولین ها تا کنون در یک نقطه قابل تامل است : " نگاه از زاویه دوربین نه اندیشه " استمرار و حضور در این وادی مستلزم بازسازی جوهره ی درونی یا همان میل اولیه ی فرد به بروز مکشوفات اکتسابی است ، به بیانی ساده تر پیش از آشنایی با ساختار خواه عکاسی باشد یا غیر، میلی درونی فرد را به انعکاس در وضعیتی بیرونی می خواند، این میل در پروسه اکتساب بایستی تربیت شود تا نگاه  اندیشمند شکل بگیرد نه چیدمان دستمایه های خاص و ساختارمند عکس.

.... روی سخن با جمعیت اندک مهارتمند در حوزه تکنیکال عکاسی هرمزگان است، مینابیان ، بردال ، فخری ، رضوانی ، بلوچی ، طاهری  و .. تصرف جغرافیای بومی در کادر شما  از سویی نشان از زیست نامانوس درونی شما با آن است و از سوی دیگر ارجاع به بروز متظاهرانه نشانه های متمایز کننده و دیگری ندار ،  انگار بند ناف  هنرمند هرمزگانی به دریا و لنج و کشتی و مشتا و ساحل ... بسته شده ، قواعد این گونه دیدن (واژه صحیحی نیست دیدن) شدن حاصل ریشه مشترک چسبیدن به یک منظر از هزار توی نگاه هنرمند است که شما در شیوع  آن مقصرید  ، حذف نگاه چند بعدی در مقوله گرایش عقل به  ویزور نگاه ، محصول استمرار به اصطلاح مدرن شما به این گونه عکاسی است نگاهی که  در طول این سالها   اندیشه را همواره در کنار خود نداشته، تسری این گرایش به عکاسان جوان گناه نابخشودنی شماست .

... پس پشت کادر کوچک دوربین روایت زندگی و نگاه یک هنرمند دیده نمی شود تنها به مدد ابزار و ساختار،  خوراکی دائمی از زمان مرحوم گرمساری تا کنون  در ظرف عقل و فریم ریخته شده  بی آنکه غبارروبی از چهره عکاسی هرمزگان شود . تنها صورت عوض شد ...