X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

 دینگه مه رو

dinga maro

 
 مجسمه ساخته شده  با خاک سرخ هرمز / مرداد ۱۳۸۷/ احمد کارگران

 

دینگه مه رو را اول دفعه بالای کوهی دیده اند ، پیرزنی بوده که با هیکل قوز کرده اش قله ی یکی از کوه ها نشسته بوده. به بابای سور خبر می دهند که در فلان جا و فلان کوه ، هیکل پیرزنی بر بالای قله ی کوهی دیده شده . بابای سور به همراه آدام ها و دختران هوا می رود طرف همان کوه و پیرزن را که قیافه ی وحشتناک و زشت داشته می بینند و وحشت می کنند بابای سور از وی می پرسد که تو کی هستی . وپیرزن جواب می دهد که من زار هستم و اسم من ( دینگه مه رو) است و این جا قدمگاه من است .
بابا و همراهان ترسیده برمی گردندو وقتی به آبادی خود میرسند، همه زارشان می گیرد.( دینگه مه رو) زاری است که هر جا صدای دهل باشد و بازی باشد در آن جا حاضر می شود . بیشتر زن ها دچار این باد می شوند ، شخص مبتلا اول چشم درد می گیرد و بعد سر درد عارضش می شود. (دینگه مه رو ) را همیشه با باد سرخ اشتباه می کنند و به ناچار اول می فرستند پیش طبیب و وقتی معالجه نشد و دعا و هیکل ملا هم خوبش نکرده ، می آورند پیش بابا یا ماما و وقتی که روشن شد شخص دچار ( دینگه مه رو) است تصمیم به کوبیدن و مجلس بازی می گیرد.( دینگه مه رو ) در ساحل ایران بیشتر از سایر زارها ی بزرگ شایع است . بیشتر در بندرعباس دیده می شود علتش را چنین توضیح می دهند که چون در بندرعباس بازی لیوا زیاد است و در این بازی ، بازی آزاد و همگانی است و عده ی زیادی جمع می شوند (دینگه مه رو) هم حاضر می شود و چند نفری را برای شکار خود انتخاب می کند. بعد از بازی کردن و کوبیدن که دینگه مه رو زیر آمد ، چشم درد مبتلا خوب می شود ، کمتر دیده شده که دینگه مه رو کسی را بکشد . همیشه یک دو سال به مرکب خود فرصت می دهد و تا دو سال اگر سفره پهن نکرد ، آن وقت اذیتش می کند و از بینش می برد . *

* اهل هوا / غلامحسین ساعدی / امیرکبیر ۲۵۳۵

احمد کارگزان/ مرداد87 / گل سرخ هرمز